پی نوشت۱:سلام دوستان امروز یک خبر خوش دارم
این مطلب در مورد ترنسی هست که عمل کرده وحالا در شرف ازدواج هست
بازم روزنامه های بریتانیایی بیشتر از ما صحبت میکنند رسانه های ایران یکمی یاد بگیرند
ولی نمیدونم اینها چرا من و شراره وستاره را به عروسیشون دعوت نکردند.اخه ما خوب بلدیم مجلس راگرم کنیم.خصوصا ستاره که جدیدا داره رقص عربی یاد میگیره بلا
سپاسگزارم از محبتهای فراوانتان

سوال۴ صبح دیگر:نظرتان در مورد ازدواج قبل از عمل چیست؟؟؟
به گزارش مرکزی دیلی و به نقل ازعصر ایران ، روزنامه گاردین بریتانیا در گزارشی به نخستین ازدواج ایران یک زوج دگر باش جنسی در ایران توجه نشان داده است .
در گزارش گاردین آمده است:با حکم دادگاه ، نخستین ازدواج یک زوج دگر باش جنسی علی رغم مخالفت پدر عروس در ایران در حال انجام است .
شقایق دختری است که بنا به اعلام دادگاه خانواده در تهران ، مایل است با نزدیک ترین دوست مدرسه اش که اخیرا تحت یک عمل جراحی تغییر جنسیت داده و ” مرد ” شده است ، ازدواج کند ، اما او هنوز نتوانسته موافقت پدرش را برای انجام این ازدواج – که طبق قوانین ایران برای ازدواج دختران الزامی است – جلب کند .
نام جدید همسر آینده شقایق ” اردشیر” و اسم قبلی او پیش از تغییر جنسیت ” نگار ” بود . پدر شقایق به دادگاه گفته است در صورتی به ازدواج دخترش با همکلاسی اش رضایت خواهد داد که پزشکان برای دادگاه ثابت کنند که اردشیر توانایی ایفای وظیفه متعارف زناشویی با دخترش را داشته باشد .
در پی مخالفت های پدر شقایق با ازدواج او با اردشیر ، دادگاه او را احضار کرد تا درباره دلیل مخالفتش با ازدواج شقایق با اردشیر توضیح دهد . قاضی پرونده در توجیه دلیل مخالفت های پدر شقایق می گوید که دلیل اصلی مخالفت او ترس او از بدنامی در بین دوستان و اقوام است .
پدر شقایق در توجیه مخالفت خود با ازدواج دخترش با اردشیر می گوید : ” اردشیر زمانی که هنوز تغییر جنسیت نداده بود و به عنوان صمیمی ترین دوست دخترم مطرح بود همواره به خانه ما می آمد و همه همسایه ها و اقوام ارتباط دوستانه او را با دخترم می دانستند و همه می دانند که او دختر بوده است “.
او می افزاید : ” او تغییر جنیست داده و ” مرد “شده است . من نمی توانم او را به عنوان داماد خودم به رسمیت بشناسم “.
اما پدر شقایق به مرور در اثر پافشاری دخترش بر خواست خود در ازدواج با اردشیر نرم تر شد .
شقایق درباره رابطه خود با اردشیر به دادگاه می گوید : ” من و اردشیر از سنین نوجوانی یکدیگر را میشناسیم و به خوبی از روحیات همدیگر اطلاع داریم . این ازدواج می تواند سعادت و خوشبختی ما را فراهم کند “.
روزنامه اعتماد چاپ تهران می گوید که شقایق و اردشیر بیش از ۱۲ سال با یکدیگر دوست هستند و پس از درس خواندن در مدرسه آنها حتی در دانشگاه هم با هم بوده اند و همه دانشجویان دانشگاهی که آن دو در آنجا تحصیل کرده اند به ارتباط نزدیک و دوستانه این دو معترفند .
اردشیر پس از اتمام تحصیلات دانشگاهی اش تغییر جنسیت داد . در قوانین ایران علی رغم اینکه تنبیهات سختی برای هم جنس گرایی و ارتباطات جنسی هم جنسان در نظر گرفته است و ارتباط هم جنسان مرد و زن با یکدیگر یک گناه کبیره محسوب می شود ، اما موضوع تغییر جنسیت به رسمیت شناخته شده است .
ایران امروز پس از تایلند بالاترین آمار تغییر جنسیت در جهان را دارد . اساسا یکی از دلایلی که آمار تغییر جنسیت در ایران بالاست این است که جامعه ایران و قوانین این کشور به همجنس گرایان مرد و زن نگاهی به شدت منفی دارند و با توجه به اینکه هویت این گروه از شهروندان توسط جامعه مورد پذیرش قرار نمی گیرد آنها مجبورند برای رسیدن به خواست های خود تغییر جنسیت بدهند .
+
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 13:50  توسط مینا
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 23:39  توسط مینا
|
پی نوشت:سلام دوستان برای من خیلی عجیب بود دیشب ساعت۸ از شبکه خبر خبری را دیدم در مورد تغییر جنسیت!چه عجب برای اولین بار کلمه تغییر جنسیت در تلویزیون اعلام شد
نمیدانم شاید نباید از سازمانی که حتی به کشته شدن هموطناش واکنشی نشون نداد زیاد توقع داشت که حالا بیاد در مورداقلیتی مثل ما صحبت کنه ولی اگه صحبت میکرد خیلی مفید بود البته این گزارش الوطن کمی مغرضانه است چون افزایش تغییر جنسیت را نشان از غربزدگی میدونه در ضمن من فکرمیکنم این ارقام اشتباه هست خصوصا اینکه از هر ۵ کودک یکی دچار این مشکل میشود! این امار هیچ جا تایید نشده اما اینم بگم افزایش بهیچوجه چه درایران و عربستان نمیتونه نشانه خوبی باشه!
امیدواریم مسئولان صداو سیما دوباره به دهه ۶۰ برنگردند که البته تا حدودی برگشتند
سوال شماره ۲ صبح دیگر:چگونه میتوانیم صداو سیما را ترغیب به فرهنگ سازی در مورد خودمان کنیم؟؟؟
در همين راستا يك كارشناس مسائل اجتماعي در عربستان سعودي به خبرنگار "شيعه آنلاين" در اين باره گفت: به نظر مي رسد افزايش تكنولوژي و آگاهي مردم، تأثير پذيري شديد فرهنگ سعودي از فرهنگ غربي، بي حد و مرز شدن وسايل ارتباط جمعي موجب افزايش پديده تغيير جنسيت مي شود.
ناگفته نماند پيشرفت علم پزشكي نيز موجب شده كه بسيار از اين نوع بيماران كه در گذشته هيچ گونه تلاشي براي انجام عمل جراحي تغيير جنسيت انجام نمي دادند، اخيرا براي درمان خود به اين عمل جراحي روي بياورند.
از سوي ديگر خانم "مني مصطفي" پزشك كودكان در بيمارستان ملي شهر جده در اين باره گفت: آمار و بررسي هاي انجام شده نشان مي دهد از هر پنج كودك، يكي دچار بيماري تغيير جنسيت مي شود از همين رو مي توان گفت اين يك بيماري همه گير است از يك مشكل اساسي به شمار نمي رود.
وي در ادامه افزود: هر عمل جراحي تغيير جنسيت بين 10 تا 50 هزار ريال (معادل 5 تا 25 هزار دلار)، بسته به نوع و شدت بيماري، هزينه در بر دارد. بررسي هايي كه ما انجام داده ايم نشان مي دهد كه ازدواج با فاميل نقش بسيار زيادي در ايجاد اين بيماري در نوزادان تازه مولود دارد. مسائل وراثتي نيز مي تواند در اين زمينه مؤثر باشد.
"مني مصطفي" در پايان گفت: به دليل افزايش بسيار زياد داوطلبان انجام اين عمل جراحي، دولت ناگزير يك كلينيك مخصوص براي انجام اين عمل جراحي احداث كرد.
پديده تغيير جنسيت در ايران
گفتني است در همين راستا سايت رسا چندي پيش اعلام كرد كه سال گذشته در كشورمان نشست علمي تغيير جنسيت از نظر فقه شيعه با بررسي ديدگاه فقهاي اماميه در حوزه علميه قم برگزار شد و حجةالاسلام محمدمهدي كريمينيا، معاون پژوهش مركز تخصصي حقوق و قضاي اسلامي در اين نشست كه در مركز تخصصي حقوق و قضاي اسلامي حوزه علميه قم برگزار شد، با اشاره به اينكه امروزه بحث تغيير جنسيت به سبب رشد پزشكي جراحي ممكن شده است، گفت: اين مسأله را ميتوان از زاويههاي گوناگون مورد بررسي قرار داد. در سال 1309 دكتر خلعتبري با عمل جراحي جواني 18 ساله را به زن تبديل كرد، هرچند پيش از آن، چنين عملي براي اشخاص دو جنسي صورت ميگرفت.
اين پژوهشگر حوزه علميه رخداد نخستين عمل جراحي تغيير جنسيت را در سال 1942 در انگلستان دانست و گفت: اين عمل بعدها در آمريكا و مصر هم انجام شد كه به دليل اختلاف علماي الازهر در جواز چنين عملي، پزشكان جراح آن بازداشت شدند.
وي با بيان اينكه براساس آمار غير رسمي تاكنون 500 نفر در ايران تغيير جنسيت دادهاند، افزود: هم اكنون هر ماه چهار عمل جراحي تغيير جنسيت در ايران روي ميدهد كه يكي از آنها مربوط به بيماران خارج از كشور است كه به دليل كم هزينه بودن اين عمل در كشور، از اروپا، شرق آسيا و كشورهاي عربي به ايران مراجعه ميكنند.
معاون پژوهش مركز تخصصي حقوق و قضاي اسلامي، مبتكر فقهي بحث تغيير جنسيت در ايران را حضرت امام خميني(ره) معرفي كرد و گفت: حضرت امام در پايان جلد دوم كتاب تحريرالوسيله كه سال 1343 آن را در تركيه به رشته تحرير در آوردند، بحث تغيير جنسيت را با ده مسأله مربوط به آن ذكر كردند، اين كتاب سال 1347 در نجف به چاپ رسيد، ولي از سال 47 تا 64، هيچ اثر علمي، فتوا يا مقالهاي در اين زمينه منتشر نشد.
وي ادامه داد: در سال 64 مردي به نام فريدون با مراجعه به حضرت امام خميني(ره) و مطرح كردن بيمارياش، استفتائي از ايشان گرفت كه براساس آن عمل تغيير جنسيت با تجويز پزشك متبحر اجازه داده شده بود.
حجتالاسلام كريمينيا گفت: از سال 64 تاكنون اوج فعاليت فقهي و علمي در اين زمينه است و بزرگاني چون آيتالله مؤمن، آيتالله خرازي، شهيد صدر، آيتالله مشكيني و ديگر علما مقالههاي مفصلي در اينباره نوشتهاند، افزون بر اين كه بيش از 190 استفتاء از مراجع تقليد معاصر در اين زمينه موجود است.
وي جواز تغيير جنسيت، وضعيت ازدواج پس از آن، تأثير آن بر مهريه و نفقه و ولايت و حضانت كودكان را از جمله مسائلي دانست كه پاسخ به آن نيازمند دقت، تفكر و بررسي علمي است.
معاون پژوهش مركز تخصصي حقوق و قضاي اسلامي، داوطلبان تغيير جنسيت را به چهار دسته تقسيم كرد و گفت: تغيير جنسيت افراد سالمي كه هيچ مشكل جسمي و رواني ندارند، صحيح نيست، چرا كه اين كار سبب بروز آثار روحي خطرناك و برگشتناپذيري براي آنها ميشود.
وي گروه ديگر را كساني دانست كه براي كشف جنسيت خود خواستار عمل هستند و در حقيقت اين عمل در مورد آنها عمل كشف جنسيت است نه تغيير جنسيت.
اين استاد حوزه علميه قم، افراد دو جنسي را گروه ديگر از داوطلبان عمل تغيير جنسيت معرفي كرد و اظهار داشت: برخي مراجع معتقدند، اگر خنثاي مشكله با چنين عملي جنسيتش مشخص ميشود، بر او واجب است اين كار را انجام دهد.
وي ادامه داد: گروه ديگر، تراجنسيتيها يا خنثاهاي رواني هستند كه در ظاهر مرد يا زن هستند، ولي از نظر رواني خود را متعلق به جنس مقابل ميدانند. در مورد جواز عمل تغيير جنسيت اين گروه اختلافنظرهاي فراواني بين علما و فقها وجود دارد، حضرت امام خميني(ره)، رهبر انقلاب اسلامي، حضرت آيتالله سيستاني و برخي مراجع ديگر، اين تغيير جنسيت را جايز ميدانند به خاطر اينكه معتقدند دليلي بر حرمت تغيير جنسيت وجود ندارد از اين رو ميتوان با كمك اصل برائت يا اباحه حكم به جواز آن داد.
حجتالاسلام كريمينيا افزود: در مقابل بسياري از حقوقدانان اهل سنت، قرضاوي، كليساي مسيحي و برخي فقهاي شيعه اين عمل را جايز نميدانند، چرا كه آن را تغيير در خلقت خدا ميدانند كه براساس آيه 119 سوره نساء حرام است، ولي با مراجعه به شأن نزول و آيات قبل و بعد اين آيه در مييابيم اين آيه درباره رسم جاهليت بوده كه براساس آن گوش شتري را كه بار پنجم زايمان ميكرد، ميبريدند و آن را وقف بت ميكردند. افزون بر آنچه گفته شد، همه فقها در صورت اضطرار، اين عمل را جايز ميدانند، حتي اگر آن را في نفسه حرام بدانند.
منبع:www.shia-online.ir
+
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 9:34  توسط مینا
|
+
نوشته شده در سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 22:30  توسط مینا
|
+
نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 13:33  توسط مینا
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 15:20  توسط مینا
|
متن اصلی:
پی نوشت۱:سلام عزیزان
سال نورا به همه شما عزیزان تبریک عرض میکنم و امیدوارم سال خوبی داشته باشید
می خواهم امیدوارباشم که ایران بهشت ماست اما................
می خواهم امیدوار باشم که بچه ها دیگر سراغی از قصاب معروف میرداماد نمیگیرند اما...........
می خواهم امیدوار باشم که دیگر مردم به ما اوا خواهر و اوایی نمی گویند اما.........
می خواهم امیدوار باشم که دیگر وقتی مردم مارا دیدند مارا لولو یا دلقک خطاب نمی کنند اما...........
می خواهم امیدوار باشم که بچه ها با هم وحدت خواهند داشت اما................
می خواهم امیدوار باشم که دیگر بعضی از بچه ها با ظاهر وکارهای دور از شان انسانی ابروی ما رانمی برند اما....................................
می خواهم امیدوار باشم بوسیله اموزش وپرورش وزارت بهداشت وصداو سیما وحوزه علمیه در مورد ما فرهنگ سازی میکنند امآ......................
می خواهم امیدوار باشم تعداد زیادی از روانپزشکان ما را درک خواهند کرد اما....................
می خواهم امیدوار باشم بعضی از مردم دیگر در کار دیگران تجسس نخواهند کرد اما..................
می خواهم امیدوار باشم بعضی از بچه ها بخاطر لجبازی با خانواده وجامعه تغییر نخواهند کرد اما............
می خواهم امیدوار باشم که دیگران باور میکنند که تنها راه خوشبختی برای هریک از ما با شرایط مختلف تنها یک راه نخواهد بود اما.......
می خواهم امیدوار باشم
و امیدوار خواهم بود
چون ناامیدی گناهی بس بزرگ است
پی نوشت ۲: در پست پیشین مطلبی داشتیم در مورد کسی که در سن ۴۵ سالگی وبا سه فرزند عمل کرده بود وحالا این پست در مورد کسی هست که در سن ۱۶ سالگی عمل کرده است حالا خودتان قضاوت کنید کدامیک بهتر است! البته جواب کاملا واضح است
hendoone.com: مجوز عمل جراحی - که در خفا انجام و توسط سرویس سلامت آلمان پشتیبانی مالی شده است - تنها پس از آن صادر شد که روان شناسان تایید کردند که “بدون هیچ شک و تردیدی او یک دختر است، اما در بدن یک پسر”.
این جوانترین عملیات تغییر جنسیت کامل در دنیاست. کیم (Kim) که نامش در ابتدای تولد تیم (Tim) بود، از سن 12 سالگی تحت معالجه بوسیلهی هورمون قرار گرفته بود.

دکتر برنارد مین برگ (Bernd Meyenburg) که رییس یک کلینیک روان پزشکی برای کودکان و بزرگسالانی با مشکلات هویتی است میگوید: “تعداد بسیار کمی از روان پزشکان هستند که در زمینهی تغییر جنسیت در نوجوانان تجربه دارند. خانوادهها مجبور هستند دائمآ روان پزشک خود را عوض کنند.”
به گفتهی دکتر برنارد “من همیشه مخالف چنین عملهای جراحی روی افراد کم سن و سال کم بودم، اما بعد از آن که مشاهده کردم یکی از بیماران نوجوانم پس از انجام عمل جراحی بسیار خوشحال و سر حال است، متوجه شدم در بعضی موارد تصمیم درست همین است.”
دکتر اظهار میدارد: “کیم یکی از همین موارد است، او همیشه میدانست که چه میخواهد.”
کیم برای رسیدن به آرزویش یعنی همان “دختر بودن”، سالهای بسیاری از طعنه و تحقیر را تحمل کرد. او اینک، با وارد شدن به دنیای مُد، یک دورهی جدید را در زندگیاش شروع کرده و یک CD را نیز به بازار فرستاده است.
کیم که اکنون 16 ساله است میگوید: “از من پرسیدن که آیا الان احساس دختر بودن میکنی؟ راستش واقعیت اینه که من همیشه احساس دختر بودن میکردم، من فقط توی یک بدن اشتباه به دنیا اومدم.”
کیم بی صبرانه منتظر آن است که تابستان فرا رسد و او بتواند تعداد زیادی از لباسهای تنگ و جدید [دخترانه] را امتحان کند.
کیم میگوید: “من همیشه مشکل داشتم، چون نمیتونستم لباسهای تنگ و چسبون بپوشم، ولی الان هر چی که دوست داشته باشم میتونم بپوشم. دوست دارم مثل بقیه بتونم شنا کنم و شلوارهای جین تنگ بپوشم، دوست دارم اندام خودم رو در معرض دید بقیه بذارم. تا امروز نمیتونستم شلوارهای تنگ بپوشم، چون توی اون شلوارها احساس راحتی نمیکردم.”
“حالا میتونم هر لباس تنگی که میخوام بپوشم.”
“از این به بعد میتونم از شنا کردن لذت ببرم، میتونم بدون هیچ مشکلی توی اتاق پرو لباسم رو عوض کنم. به خاطر این عمل جراحی، همه چی واسه من عوض شده. بی صبرانه منتظرم تا لباس شنای مورد علاقهام رو بپوشم، کاری که قبلآ نمیتونستم انجام بدم.”
“برای این که بتونم از نظر قانونی این عمل جراحی رو انجام بدم، مجبور شدم تا سن 16 سالگی صبر کنم. میدونم که مردم به خاطر گذشتهام، همیشه این موضوع توی ذهنشون هست، میدونم که نمیتونم از گذشته فرار کنم. اما امیدوارم روزی برسه که به خاطر چیز دیگهای، مثلآ موسیقی معروف باشم.”
کیم که هم اکنون مشغول تحصیل در “طراحی مُد” است، از زمانی که فقط 2 سال سن داشته، خود را دختر میدانسته است.
پدرش میگوید: “فکر میکنم قبول کردن این قضیه، بیشتر از مادرش برای من طول کشید. اما کیم خوب میدونه که چطور افراد رو متقاعد کنه، اون میدونه که چی میخواد و چطور میتونه بهش برسه. من به چیزی که او به دست آورده، افتخار میکنم.”
سال گذشته، کیم به عنوان یک مدل در”تالار سراسری مو” در آلمان اتنخاب شد.
جوزپه پینو گالانتی (Giuseppe Pino Galanti) میگوید: “کیم دقیقآ با آن تصویری که میخواهیم نشان دهیم، هماهنگی دارد. او بسیار زیباست وسبکها و خصوصیات متفاوتی دارد، که هر دوی اینها به یک اندازه مهم هستند. طراحان ما کارهایی تولید میکنند که غیر رسمی، شیک و منحصر به فرد هستند، دقیقآ مثل کیم!”
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 22:35  توسط مینا
|
+
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 14:0  توسط مینا
|
شلوار سبز شش جیب، آستین هایی تا آرنج بالا كشيده، موهای کوتاه و صورت و دست های آفتاب سوخته که بین انگشتانش سیگار باریک «بهمن» دود می شود.
«پشت موتور که می شینم، عمراً بفهمی که دخترم. تا خود فشم کورس میذارم.»
هنوز یک سالی درس دارد تا دیپلم بگیرد. پاتوقش پارک است، اگر پلیس اجازه دهد. با پسرها مشکل ندارد چون با آن ها دوست است. دوستی ای از جنس پسرانه. فقط اگر ببیند که پسری مزاحم یك دختر شده، چاقوی ضامن دارش را در می آورد.
«یکی دوبار خط انداختم رو دست و بالشون. بس که پررویی کردن. دنبال یه دختر ۱۴، ۱۵ ساله افتاده بودند.»
اسمش «نرگس» است؛ اما با تیپ «کماندو»یی که دارد و صورتی که بارها و بارها تیغ زده تا زمخت و پرمو شود، خیلی شبیه نرگس ها نیست.
دختران پسرنما، گروهی از دختران هستند که تصور می کنند داشتن ظاهر پسرانه به آن ها آزادی و امتیازهای بیشتری می دهد. این گونه رفتار، بیشتر در دوران نوجوانی و در بین دخترانی مشاهده می شود که بیشتر در تنگناهای تبعیض جنسیتی هستند و بعد از گذر از دوره نوجوانی نیز این رفتارهای پسرانه را کنار می گذارند.
«تو کوچه و خیابون بازی می کردیم. همه با هم. دختر و پسر. بزرگ تر که شدیم، جای این که اختیاردار تر بشیم، هی گفتند: “نه”. “نه”. داداشه می رفت، عیبی نداشت؛ اما برا ما عیب و عار بود. منم پسر شدم. اولین بار شبای محرم بود. کلاه گذاشتم سرم و زدم بیرون. اولین کاری که کردم، تو خیابون سیگار کشیدم. بدم میاد یواشکی بکشم.”
- بروز و ظهور پدیده «دختران پسرنما»، ناشی از وجود تبعیض جنسیتی در جامعه ها است. این دختران، برای کسب آزادی هایی که به دلیل جنسیت شان از آن محروم شده اند، جنسیت خود را پنهان می کنند. این پنهانکاری به طور معمول در سنین نوجوانی دیده می شود و گاه تا قبل از ۲۰ سالگی ادامه دارد.
- تبعیض جنسیتی، به معنای برتری دادن یک جنس به دیگری و تقسیم امتیازها و آزادی ها براساس آن است. این تبعیض به دنبال خود یک جبر را همراه دارد.
این جبر اجتماعی و محرومیت هایی که به دنبال دارد، برخی دختران را ترغیب به پنهان کردن جنسیت شان می کند. این پنهانکاری، بیشتر از سوی دخترانی انجام می شود که خواهان آزادی های بیشتر و برابر با گروه پسران هم سال شان هستند. آزادی ها و خواسته هایی که اغلب در حد موتور سواری، سیگار کشیدن، نداشتن حجاب یا بازی فوتبال است.
- در شرایطی که امتیازات نه بر اساس عدالت و به طور یکسان، که بر اساس جنسیت تقسیم می شود، فرد برای بهره مندی از شرایط بهتر، سعی می کند که خود را به جنسیتی كه از ديدگاه جامعه، بالاتر و مقبول تر به شمار می رود نزدیک کند. در نتیجه در قالب دیگری می رود. پس دختران به سمتی حرکت می کنند که به زعم خود، شرایط مطلوب تری در آن خواهند داشت. در واقع به دنبال ارتقای رده خود هستند. این تغییر قالب، به معنای نفی جنسیت و یا بیزاری از آن نیست؛ بلکه تنها برای کسب آزادی بیشتر است؛ اما بدون آگاهی از عواقب آن.
دخترانه ترین کاری که نرگس انجام داده، آشپزی است. «آشپزیم حرف نداره. اما فکر نکنم این کار خیلی هم دخترونه باشه. مردها هم آشپزی می کنند.»
نرگس لباس دخترانه هم می پوشد : «من همیشه این جوری لباس نمی پوشم. تاپ و شلوار جین می پوشم برای مهمونی؛ اما اصلا بلد نیستم ناز کنم و راه برم. عین چماق میمونم. خیلی با حسرت نگاه می کنم به دخترهایی که كفش پاشنه بلند می پوشن.»
- در شرایطی که فرد جنسیت خود را پنهان می کند، به دلیل هم گروهی و همنشینی با پسران، ناچار باید از قوانین و الگوهای رفتاری آنان پیروی کند. در تمام مدتی که دختر در حال یادگیری رفتارها و الگوی کلامی پسران است، فرصت برای یادگیری رفتارهای دخترانه را از دست می دهد. در مقابل رفتارها و شیوه صحبت پسران ملکه ذهنش میشود. تراشیدن صورت که لطافت پوست را از بین می برد، راه رفتن مردانه که زمخت و خشن است و غیره، از جمله رفتارهایی است که در یک دوره سنی خاص بروز می کند. دورهای که فرد، دورنمای درست و آگاهانه ای از دوره بعدی زندگی اش ندارد.
- احساسات، عطوفت، لطافت و غیره همه از محسناتی هستند که در وجود زن بیش از مرد قابل حس هستند. در شرایطی که دختران در سال های نوجوانی، جنسیت خود را پنهان میکنند، در واقع به زندگی خود در سال های بعد از آن لطمه وارد می کنند؛ چرا که این نوع پنهانکاری، یک دوره زمانی خاص و کوتاه دارد و فرد باید برای ورود به اجتماع و ادامه زندگی خود، به قالب اصلی اش بازگردد.
- دختری که یاد نگرفته احساساتش را ابراز کند و به جای آن، آموخته که گریه بد است و احساسات باید پنهان بماند، زمانی که بخواهد وارد زندگی مشترک یا یک اجتماع زنانه شود، بسیاری از رفتارهایش مورد قبول قرار نمی گیرد و حتی ممکن است طرد شود و یا مورد تمسخر قرار بگیرد. در هر حال در برقراری یک رابطه موفق و لذت بخش دچار مشکل خواهد شد.
*بلد نیستم.
*مال دخترای دافه.
*فقط دخترای پسر کش بلدن.
* والا یه بار از یکی از دوستام خواستم یادم بده چطور ناز کنم و عشوه بیام. اون قدر سخت و پیچیده بود که پشیمون شدم؛ اما از دخترایی که بلدن ناز و عشوه بیان، خیلی خوشم میاد.
- طنازی، یکی از خصوصیات زن است؛ اما آن چه به عنوان آموزش عمومی در سطح جامعه، ساری است و رواج دارد، همه در جهت تهی کردن زن از تمام خصلت ها و خصوصیت های زنانه است. به انحای مختلف و در همه حال تاکید می شود که داشتن این گونه رفتارهای زنانه بد است. مرد را به فساد می کشد. زنان و دختران، در نتیجه این آموزش ها و برای آن که در مظان اتهام نباشند، از سال های اول زندگی یاد می گیرند که این خصوصیات را فراموش کنند.
در مقابل در هیچ بخشی، از آموزش و پرورش گرفته تا رسانه ها، چگونه زن بودن را نمی آموزند. حتی آموزش ها در سطح های غیر سازمانی نیز بر این منوال است و هیچ الگویی برای چگونه زن یا دختر بودن بدون حذف و از بین بردن خصلت های زنانه وجود ندارد. این آموزش ها به گونه ای است که حتی دختران نیز در تعریف «طنازی» به بیراهه می روند و آن را خاص دختران «سر به هوا» یا «بد» می دانند و یا حربه ای برای جلب توجه پسران و مدهوش کردن آن ها.
نرگس، امروز در هیبتی پسرانه است؛ اما دورنمایی که از خود دارد، به تمامی دخترانه است: «با وجودی که زن رو چون احساساتیه، جنس دوم می دونم؛ اما از این که دخترم و می تونم مادر بشم، حس خیلی خوبی دارم.»
تاکید «محمود رحمانی»، جامعه شناسی که در این گزارش، دختران پسرنما را تحلیل کرد، بر تفاوت این گروه با «تراجنسی» ها و برخی «لزبین»ها با پوشش و رفتار پسرانه است: «دختران پسرنما، جنسیت خود را نفی نمیکنند؛ بلکه برای دورهای آن را پنهان میکنند؛ اما بحث تراجنسی ها، کاملا متفاوت و ناشی از مشکلی فیزیولوژیکی است.»
«شبنم»، یک تراجنسی ۳۵ ساله با تمام زیبایی ظاهری و زنانه اش، هویتی مردانه دارد. آن قدر مردانه که دوبار عاشق دو دختر شده و هر دو بار نیز شکست خورده و حالا به این نتیجه رسیده است که زن ناقص العقل است و لیاقت عشق ورزیدن ندارد.
شبنم، حتی در خانه اش هم با کت و شلوار و کراوات می گردد؛ اما از تغییر جنسیتش در این سن و به دلیل حضور ۳۵ ساله اش در جامعه و با ظاهری مردانه، می ترسد.
«شهلا اعزازی»، استاد دانشگاه علامه طباطبایی، دختران پسرنما را سنت شکنان جامعه می خواند: «این دختران، برای فرار از محدودیت هایی که خانواده ها برای آن ها ایجاد کرده اند، برای چند سالی در دوره نوجوانی تغییر چهره می دهند.»
این جامعه شناس، تاکید می کند که دختران پسرنما با دختران همجنس گرا و تراجنسی ها تفاوت دارند: «خواسته اصلی دختران پسرنما، زیر پا گذاشتن کلیشه هایی است که خانواده و جامعه به آن ها تحمیل می کند. دنیای دخترانه و زنانه ای که جامعه و خانواده برایش ترسیم میکنند، زیر دست بودن و زن مطیع شوهر بودن است. گروهی از دختران، آزادی بیشتری می خواهند و زیر بار این سنت ها نمی روند. در نتیجه، برای کسب آزادی به شیوه هایی گاه غلط دست میزنند.»
سن بلوغ، یعنی در نهایت ۱۵ یا ۱۶ سالگی و ورود به گروه های دخترانه، آخرین روزهای پنهان کاری این دختران است. سنی که این دختران، سیاست های جدیدتر و کاراتری را برای کسب امتیاز و آزادی به کار می گیرند و بايد به عنوان یک زن باید وارد اجتماع شوند.
منبع: مجله زیگزاگ
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 18:2  توسط مینا
|
سخنرانی: شناخت جنس و جنسیت در تغییر
اولین سخنرانی از سلسله سخنرانی های انجمن انسان شناسی در سال تحصیلی 1386 – 1385 در تاریخ 6 آبان ماه 1385 در محل تالار شریعتی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد.
این سخنرانی تحت عنوان " شناخت جنس و جنسیت در تغییر " توسط سرکار خانم دکتر افسانه نجم آیادی استاد ایرانی گروه مطالعات زنان و جنسیت در دانشگاه هاروارد، ایراد شد.
در ابتدای جلسه، دکتر جلال الدین رفیع فر رئیس انحمن انسان شناسی ایران با توضیحاتی در باره فعالیت های انجمن در سال جدید و ضمن ارائه خلاصه ای از برنامه انجمن انسان شناسی در سال جدید، و با توضیح این مطلب که در سیاست گذاری جدید انجمن بنا بر ارتقای کیفیت به جای کمیت قرار داده شده است، ضمن خوشآمد گویی به سرکار خانم دکتر افسانه نجم آبادی از جناب آقای دکتر مدرسی و خانم دکتر صادقی رئیس موسسه مطالعات زنان دانشگاه تهران دعوت کردند تا ریاست جلسه را به عهده بگیرند.
آقای دکتر مدرسی در ابتدا توضیحات مختصری در باره سابقه تحصیلی و پژوهشی درخشان سرکار خانم دکتر نجم آیادی اشاره کردند.
خانم دکتر نجم آبادی در ابتداری سخنرانی خود تاکید کرد که پروژه در دست انجام وی در واقع ادامه کار قبلی است که کتابی است درباره مفاهیم جنسگونگی (gender) و جنسیت(sex ) در عصر قاجار، که به زبان انگلیسی و در بهار 1384 منتشر شده است.
وی همچنین تاکید کرد که کار پژوهشی وی کاری ماهیتاً میان – رشته ای، تاریخی و انسان شناسی، و تا حدودی پزشکی و روانپزشکی است. این کار همچنین پژوهشی کاری آرشیوی و کاری میدانی است.
وی اظهار داشت که اطلاعات مورد نیاز این پژوهش از آرشیوهای مختلف من جمله فرهنگستان علوم پزشکی، سازمان ملی اسناد، آستان قدس رضوی، کاخ گلستان و .... جمع آوری شده است. همچنین از طریق مصاحبه با دگرجنس جویان، دوستان و خانواده های آنان، جراحان، روانپزشکان، و مسئولین مملکتی.
وی در باره انگیزه خود برای انجام این پژوهش خاطر نشان کرد که در دو سه سال اخیر چندین مقاله و کتاب، توجه وی را جلب كرده است: از جمله یك داستان كودكان كه تیترش " سارا كوچولو دختری كه میخواست پسر باشد" بود، و یا كتاب جنسیت گمشدۀ خانم فرخندۀ آقایی و بسیاری کتابهای روانشناختی در زمینه تمایلات و رفتارهای جنسی «طبیعی و غیرطبیعی» انسان.
وی سپس به مباحث اسلامی در این زمینه اشاره کرد و اظهار داشت " در این سال ها همچنین مقالاتی در مطبوعات، هم انگلیسی زبان و هم فارسی، دربارۀ تغییر جنسیت در ایران و اجازههای فقهی و قانونی كه برای جراحیها داده شده خواندم که بیشتر کنجکاوی مرا برانگیخت؛ چرا که این مفاهیمی كه در اول قرن بیست ویكم بر گفتمان این مقالات و كتابها غالب است -- استدلال مقامات مذهبی در مورد اجازۀ شرعی تغییر جنسیت، گزارشهای جراحان و درد دلهای ترانسها در این گزارشها -- هیچ یک اصلا با نتیجهگیریهایی که در باره تغییر و تحولات جنس، جنسیت، جنسگونگی و تمام آنچه مربوط به این مطالب میشود كرده بودم (برای از آغاز تا اواخر دورۀ قاجار) نمیخواند و مرا به این تب و تاب انداخت كه در طی این قرن گذشته چگونه از آنجا به اینجا رسیده ایم؟"
وی افزود كلمه جنس تا حدود پنجاه سال پیش به این معنای امروزه رایج نبود.
وی در ابتدا به مفهوم ومعنی میل و رغبت جنسی از دیدگاه اسلام اشاره کرد، و نکاتی درباره ویژگی های فیزیولوژی بدن انسانی بیان نمود، و اظهار داشت که در گذشته متون طبی اروپایی قبل از قرن نوزدهم هم تئوری غالب در مورد فیزیولوژی بدن تئوری تك جنسی است، ملهم از طب قدیم یونان و بعد اسلام. در این تئوری تمام بدنهای انسانی چه زن و چه مرد و چه بینابینی همه یک فیزیولوژی دارند: انسان كامل مذکر است؛ یعنی فیزیولوژی بدن مرد كامل دانسته میشد و زن در واقع نوع بیرون-درون و ناكامل مرد دانسته میشد.
به اعتقاد وی ورود مفاهیم طبیعی و غیرطبیعی در حیطه جنسیت و جنسگونگی در این دوره صورت پذیرفت که بیشتر تحت تاثیر تغییرات انجام گرفته در گفتمان فرهنگی به علت تشدید ارتباط فرهنگی بین اروپا و ایران صورت گرفت.
یك برآمد این دگرگونیهای فرهنگی آن شد كه خواستهای جنسی تمایز طبیعی و غیرطبیعی بهخود گرفت. تمایل بین زن و مرد تمنای طبیعی انسانی و تمایل جز آن تمنای غیرطبیعی شد كه از دیدگاه نوگرایی ایرانی حاصل شرایط عقبماندگی اجتماعی، بهویژه جدایی زندگی زنان و مردان از هم بود. از این نظرگاه محرومیت مردان از دیدن و همصحبتی با زنان بود كه منجر به توجه مردان به مردان می شد و این نیز به نوبه خود سبب محرومیت زنان از همصحبتی و لذت از مردان شده، آنان را به سوی زنان دیگر سوق میداد. چارۀ این رسوم ناهنجار، از دید نوگرایان، هنجاری ساختن هم صحبتی زنان و مردان (و در درجهی نخست كشف حجاب) بود.
وی خاطر نشان کرد که "در ایران و در خیلی كشورهای اسلامی چیزی كه جالب است این كه این فکر انسان با عمق درونی جسمی و روحی تا این اواخر غالب نمیشود. مثلا اینکه ما امروزه بی هیچ نیاز به تأمل از زن و مرد به عنوان دو جنس مخالف صحبت می کنیم این واقعاً یك سابقۀ شصت ساله در فرهنگ ما داره و جنبهای است از این تمییز بین طبیعی و غیرطبیعی در امیال جنسی و فرض طبیعی بودن غیرجنسخواهی این دو جنس مخالف."
وی سپس اقزود اکنون در اینجا سؤالی مطرح می شود که: "اگر تمایز آغازین بین امیال طبیعی و غیرطبیعی در اندیشه نوگرایی ایران نه بر مبنای تمایزی بین خصوصیات درونی انسانها بلکه بر مبنای رسمی اجتماعی یعنی جدایی زندگی اجتماعی زنان و مردان دانسته می شد پس چگونه اکنون این تمایزها چنین ذاتی و جنبه ای بنیادین از شناخت غالب علمی (به ویژه زیست شناسی و روان شناسی) شده است؟"
وی در پاسخ مقدماتی به این سؤال اظهار داشت: "نگرش مدرنیت ایرانی که برخی رفتارهای جنسی را نه برآمده از درون انسانها بلکه زاییده رسوم جامعه می دانست این توقع را در پی داشت که با تغییر این رسوم، به ویژه با کشف حجاب و آمیزش اجتماعی زنان و مردان، و با ترویج ازدواج بر مبنای عشق و انتخاب زوجین، کم کم مردان و زنان از رفتارهایی که غیرطبیعی وناشایسته دانسته می شد بی نیاز شده و برآورده شدن امیال طبیعی آنان رسوم ناشایسته و غیرطبیعی جامعه عقب افتادۀ قبلی را خود به خود از میان بردارد.
این توقع فرهنگی مدرنیت به نظر نمی رسد به این راحتی برآورده شدنی بود. به نظر میرسد در دهه های 1300 تا 1320 یك مشكلی كه جامعه با آن گریبانگیر بود آن شده بود که علیرغم كشف حجاب، علیرغم اینكه زنان و مردان بیشتر با هم معاشرت میكردند علیرغم اینكه بیشتر و بیشتر تشویق میشدند كه ازدواج با كسانی بكنند كه بهشان علاقه دارند تا ازدواجی كه پدر و مادرها ترتیبش را بدهند، علیرغم چندین دهه از این ترغیبات و تشویقات، به نظر میرسد كه این زنان و مردان طبیعی مدرنیت درست نمیدانستند چه كارهای طبیعی باید بكنند. به سالهای دهه 1310 تا 1320 که میرسیم مقدار زیاد کتبی میبینیم که ترجمه میشد راجع به اینکه چگونه ازدواج خوبی داشته باشید؛ از نظر جنسی چه بكنید كه همسرتان را راضی كنید؛ اسرار جنسی زنان و مردان و غیره. به عبارت دیگر به نظر می رسد که جامعه متوجه شده باشد که طبیعی بودن زنان و مردان با طبیعی بودن گربه های نر و ماده یکی نیست: طبیعی بودنی است نیازمند دستور العملهای فرهنگی. البته در متون اسلامی هم این گونه دستورالعملها بوده وهست ولی در لحظه تاریخی ای که مورد نظر من است مدرنیت ایرانی کمابیش با آن متون فرهنگی قطع رابطه كرده بود و برای اینكه بتواند رفتار و آداب معاشرت و مضاجعت به زن و مرد بیاموزد، به جای بازپردازی متون فرهنگی قدیم رو به ترجمه از فرهنگهای دیگر می آورد. "
وی در ادامه سخنان خود اظهار داشت که به علت گسترش رادیو و کشور و ادبیاتی که از این طریق منتقل می شد "یكسری مفاهیم كلاسیك اسلامی در زمینه رجولیت و اناثیت و تخنیث مدرنیزه شد. در فقه کلاسیک اسلام و از نقطه نظر تعیین تکالیف دینی تقسیم انسانها به مرد و زن تقسیمی بنیانی است: هر انسان یا مرد به دنیا می آید یا زن و بنا بر آن تمایز تکلیف مسئولیتهای دینی اش روشن می شود. ولی این متون همچنین شامل بخشی در باره انسانهایی است که در بدو تولد روشن نیست مذکر یا مؤنث اند، بینابینی اند، اصطلاح فقهی برای این انسانها خنثی است. (ناگفته نماند که در سالهای اخیر از اینان تحت عنوان دوجنسیها نام برده می شود که این نامگذاری خود ثمره تبدیل جنس به دو گونه متمایز است که قبلا به آن اشاره کردم.) به انگلیسی سابق تحت عنوان hermaphrodite و اکنون intersex می گویند. بحث کتب فقهی درباره خنثی این بود که بعضی از آنان تا سن تکلیف و بلوغ به علت رشد اعضاء ثانویه جنسی قابل تمییز می شوند، راههایی نیز برای این تمایزها در این کتب پیشنهاد شده، از قبیل چگونگی ادرار، که بر آن مبنا برخی خنثی ها از نظز تعیین تکلیف فرایض دینی رجولیت یا اناثیت پیدا می کردند. ولی عده ای هم می ماندند تحت عنوان خنثی مشكل: انسانی كه بعد از بلوغ هم بر مبنای هیچ یک از معیارهای مقبول فقهی نمیتوان فهمید كه واقعیت مذكر دارد یا مؤنث. در زمانهای سابق که عمل جراحی و هورمون درمانی نبود پاسخ فقهی به این معضل که پس خنثی مشکل از لحاظ فرایض دینی چه باید بکند از راه مراعات یک سلسله مقررات ، عموما بر مبنای احتیاط تعیین می شد، اصل بنیادین حذر از مخدوش شدن خط تمایز بین زن و مرد بود. مثلاً خنثی مشكل در نمازجماعت کجا باید بایستد؟ جواب هم این است كه جلوی صف زنها و پشت صف مردها برای اینكه اگر زن باشه جایش درسته اگر هم مرد باشه باز جایش درسته. البته همه سؤالها پاسخ به این راحتی نداشت! ولی از نظر بحث امروزی آنچه من می خواهم تأکید کنم این است که در شرایطی که مشکل دینی راه حلهای پزشكی امروز را نداشت مسئله از راه رعایت یک سلسله آداب اجتماعی حل می شد."
وی سپس به این موضوع اشاره کرد که " در اواخر دهه 1340 و اوایل 1350 اولین فتواهایی که صادر شد دربارۀ بیناجنسها بود، از جمله از جانب آیت الله خمینی. این فتواها با شروع از قضیه خنثی مشکل چنین استدلال می کرد که آنچه در زمان قدیم دانستنی نبود اکنون علم پزشكی برای ما دانستنی کرده است، علم پزشکی می تواند جنس واقعی خنثی مشکل را تعیین کند و این جنس واقعی را از راه جراحی برنمایاند پس چنین افرادی حق استفاده از این جراحیها را دارند. نظیر این فتوا در چندین کشور اسلامی دیگر هم، از جمله مصر، مالزیا، و عربستان سعودی صادر شده است. ولی ایران تا به امروز تنها کشور اسلامی است که در آن در دهه بعد بر مبنای همان فتوا منتهی با پذیرش نکته ای فرای مفاهیم کلاسیک خنثیِ مشکل فتواهای جراحی تغییر جنس نیز صادر شده است. در اینجا هم نخستین فتوا را آیت الله خمینی صادر کردند. پایه این فراروی از مفاهیم کلاسیک را آن جوش خوردنِ در دهه های قبلِ گفتمانهای فرهنگی، پزشکی، و روانپزشکی فراهم کرد که انسان دوگانه با روان و عمق درونی و رفتارهای معین و بهنجار -- یا زنانه یا مردانه -- را به ما داده بود. در این برآمد، چه به زبان خلقت و چه به بیان طبیعت، طبیعتها، ذاتها، و فطرتهای دوگانه بسیار انعطاف ناپذیری بر فهم ما از انسان غالب و حاکم شده. قدرت فوق العاده این گفتمان غالب ناشی از پیوند پرتوان گفتمانهای فقهی، پزشکی، روانپزشکی و فرهنگی درباره جنس، جنس گونگی و جنسیت است."
به گفته وی " ضرورت دانستنی بودن واقعیت مذكر یا مؤنث بودن هر انسان از لحاظ فقهی جوش خورده با تعاریف آناتومیک، کروموزونی - ژنتیک و هورمونی زن و مرد بودن در علم پزشكی و در پی تطابق بی تعارض این دانسته های پزشکی با نقشهای فرهنگیِ زنانگی و مردانگی، روانشناسی می کوشد رفتارهای تربیتی درست و نادرست والدین با فرزندان را انضباط دهد -- و تمامی آنها بر مبنای فرض گونه ای واقعیت اساسی و ذاتی انسانی یعنی قبول طبقه بندی انسانها بر مبنای دو ذات متفاوت و متباین بشری، یکی تطابق با مرد شدن و دیگری تطابق با زن شدن. علاوه براین، در این طبقه بندی میل جنسی دگرجنس خواهانه تنها میل طبیعی انسان شده است، به عنوان میلی که از درون بیولوژیک انسان، به شرط تطبیق درست روانی فرد با نقشهای غالب فرهنگی دوگانه و متباین زنی و مردی بروز می کند."
وی در ادامه سخنان خود اظهار داشت "یکی از تبعات غلبه گفتمان درونی بودن و طبیعی شدن این طبقه بندیها غیرطبیعی بودن امیال و رفتارهایی است که با هنجارهای غالب همخوانی نداشته باشد. به دلیل پیوند این گفتمان با گفتمان پزشکی اکنون این ناهنجاریها تبدیل به بیماری شده اند. رفتار انسانهایی که با "طبیعت" سازگار نباشند دیگر صرفا معضل فقهی -- تعیین حرام یا حلال و حذر از حرام -- نیست؛ این انسانها سوژه آسیب شناسی روانی و پزشکی شده اند. این برآمد از سویی به حرمت و اعتبار علم راههایی سابقا بسته را نظیر قبول قانونی و شرعی تغییر جنسیت باز کرده است، ولی در عین حال بهم پیوند خوردن گفتمانهای قبلا متمایز – نظیر پزشکی، مذهبی، فرهنگی – می تواند فضاهایی را که در شرایط چندسازه بودن قبلی امکان برخی نفس کشیدنها را می داد ببندد."
وی همچنین خاطر نشان کرد که "یکی از تبعات همین است که نظریه غالب در ایران امروزه آن شده است که هر انسانی نه تنها از لحاظ جسمانی یا مرد است یا زن بلکه مفهومی در سطح روان درونی هر فرد نیز در همان سالهای اول کودکی و چه بسا در ماههای جنینی شکل می گیرد تحت عنوان هویت جنسی. بنا به این نظریات و نظرات در اکثر افراد این دو با هم خوانش دارند، در شمار کمی از انسانها این دو هویت در تعارض با هم می افتد؛ انسانی که به لحاظ جسمانی مرد است هویت روانی زنانه دارد و بر عکس. با درمانهای روانی، جراحی و هورمونی سعی در تطبیق این دو هویت می شود. برخی روانشناسان می کوشند روان را بر جنس منطبق کنند ولی اکثریت بر آن نظرند که این کار بسیار دشوار و تقریبا محال است و تغییر بدن که با هویت روانی بخواند موفق تر است."
خانم دکتر نجم آبادی در پایان سخنرانی خود اظهار داشت که "من به این دلیل تصمیم گرفته ام که از راه پژوهش میدانی در باره تغییر جنسیت به مطالعه بپردازم که تغییر جنسیت تمام این دوگانگیهای آفریده مدرنیت در دو صد سال گذشته و بازپرورانده در سی سال اخیر را رقم می زند. با در نوردیدن مرزهایی که این دوگانگیها معنای خود را در گروی حفاظت از آنها می دانند در آنِ واحد هم به تحکیم مرزها یاری می رساند -- اگر مردی باید حتما در مملکت مردان باشی و برعکس – ولی در عین حال اهالی هر دو طرف مرز را مضطرب می کند و پایه سرحدات را به لرزه می اندازد و هر یک از ما را با این سؤال روبرو می کند: اگر من زنم چرا و چگونه به زنیت خود می توانم مطمئن باشم. همین گونه تحکیم و برآشفتگی را در باره دیگر مرزهای دوگانگیهای موجود به اجرا می گذارد: مرز خدشه ناپذیر بین ترانسها و همجنسخواهان؛ مرز بین خصوصیات زنانگی و مردانگی. "
لازم به توضیح است که آنچه به عنوان متن صحبت در انجمن انسان شناسی، دانشکده علوم اجتماعی در این گزارش مطرح شد، برداشتهای اولیه از یک پروژه تحقیقاتی در دست انجام است که با مجوز خانم دکتر افصانه نجم آیادی در اختیارسایت انجمن انسان شناسی قرار گرفته است. لذا بدون اجازه مؤلف نقل مطالب و استفاده از آن به هیچ عنوان مجاز نیست.
[نشانی مؤلف: najmabad@fas.harvard.edu]
+
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 17:31  توسط مینا
|